بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت هشتاد و ششم :
مهر از راه رسید...
سیاوش همزمان با بردن بچهها به مدرسه عازم فرودگاه شد و برای سفری ده روزه و عیادت از حاج اصغر به لندن رفت. یک روز قبل از جراحی او خودش را رسانده بود تا کنار مادرش و هدیه باشد و همپای همایون به او ادای دین کند.
خوشبختانه حاج اصغر یک هفته پس از جراحی و بهبود اوضاع جسمیاش مرخص شد و به خانه برگشت. سیاوش علاوه بر شبهایی که در بیمارستان مانده بود در خانه هم چند روزی
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
فخری
0خوب سیاوش حق داره تا کی صبوری،مریم جون خسته نباشی عزیزم قلمت مانا ❤🌹❤🌹
۱۲ ماه پیشمریم
3دیگه تا این حد صبر کردن سیاوش لیاقت آتیه نیست مگه میشه یه زن به شوهرش هیچ احساسی نداشته باشه اونم اگه واقعا همچین مردی وجود داشته باشه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوبی که از حد بگذرد/ نادان خیال بد کند
۱ سال پیشلیلا
3درسته آتیه خیلی بی احساسه اما شخصیتش برا م باورپذیریه چون دوربرم همچین زنی بوده از نزدیک دیدم 🥺ولی اون اخر عاقبتش اصلن خوب نبود ا اشالله عاقبت آتیه بهتر ازون باشه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
منم هم زن رو با این منش و رفتار دیدم و هم مرد رو،😔 و متاسفانه ریشه تو خیلی از مسائل داره که باید روانکاوی بشه
۱ سال پیشتارا
3هرکی جای آتیه بودهزار بار عاشق سیاوش شده بود .بی احساسی تا این حد...حرص درآره.
۱ سال پیشنسترن
1ای بابا آتیه چقدر بی احساسه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

صبا
0راستش اول داستان کمی بهش حق می دادم. می گفتم مریض احواله، به کسی که میخواسته نرسیده و خیلی زود بچه دار شده ولی نمی فهمم چرا هنوز نسبت به زندگیش انقدر بی تفاوته.